مفاهیم رنگها در زندگی و روحیات

 

رنگ ها

لطفا رنگ مورد نظر را انتخاب کنید.

قرمز

محرك اعصاب، دارای روحیه تهاجمی، هیجانی، اهل رقابت، اهل عمل، با آرزوهای زیاد، سلطه طلب، مستقل، برون گرا، بسیار فعال، كینه توز.

نارنجی

خون گرم و صمیمی، پر اشتها، پر ذوق، با سلیقه، مهربان، تا حدی مستقل، شخصیت ثابت، برون گرا، خوش گذران، دست و دلباز، هیجانی و احساساتی، محكم و استوار.

زرد

پر نشاط و روحیه ی فعال، غیر مستقل ( وابسته‌)، تغییر پذیر، توسعه طلب، آینده نگر ، بلند پرواز، پر توقع، متكبر و اصیل، برون گرا، اهل تحقیق و پژوهش، گاهی اوقات بی احساس.

رنگ

سبز

اهل خودنمایی و عرض اندام، دارای حالت تدافعی، دارای عزت نفس، مراقب خویش، خودخواه، غیر فعال، مستقل، مصّر و لجباز، دارای تعلقات، تغییر ناپذیر، ساكت و آرام، روحیه جوانی.

فیروزه ای

آرام و صبور، غیر مستقل، شخصیت ثابت، با اراده، دارای قدرت درك زیاد، فعال و پر انرژی، مذهبی و دین گرا، بی آلایش و متین، مهربان و یاری دهنده، برون گرا، دارای روحیه اجتماعی، محكم و استوار.

آبی

غیر مستقل و تابع دیگران، دارای روحیه اتحاد با دیگران، دارای روحیه مشاركت و همكاری، خواستار رضایت و خشنودی اطرافیان، سرشار از عشق و محبت، دارای قدرت درك زیاد دارای طبع حساس، آرامش بخش و آرامش طلب، منطقی و ملایم، متواضع، در بعضی زمینه ها سرد، دور اندیش،

تاثیر رنگ بر روابط

بنفش یا صورتی

مضطرب و ترسو، حساس و احساساتی، اغلب افسرده، نگران از اعمال و رفتار خویش، غیر مستقل، راحت طلب، شخصیت متغیر، كم حرف، بسیار دور اندیش، عجول و خراب كار، رویایی و خیالاتی، اعتماد به نفس پایین،

سفید و طوسی

صبور و شكیبا، خواستار راستی و صداقت، دارای روحیه درستكاری، خوش برخورد، میانه رو، تا حدی مستقل، دانش طلب، طبع بالا، ساده و بی ریا، درون گرا، آینده نگر، كمی از خود راضی.

قهوه ای

خانواده دوست، درون گرا، خسیس و پول دوست، اصالت طلب، ساده لوح، كم حرف و دهان بین، به فكر منافع، چند شخصیتی، اراده ضعیف، غیر مستقل ( برای خانواده )، تغییر حالت آنی، فراموش كار.

سیاه

خشن و جسور، با جذبه، درون گرا و موزی، اراده در تصمیم، پر انرژی، با سیاست در رفتار ، خواستار تنهایی و گوشه گیر، پر توقع، كاملاً مستقل، تیزبین و با هوش، كینه توز، خود پرست.

تست روانشناسی رنگها در آثار هنری هنرجویان

• این برنامه بر اساس کتاب روانشناسی رنگها نوشته دکتر ماکس لوشر ترجمه خانم ویدا ابی زاده چاپ شده توسط انتشارات دُرسا تهیه شده است .

• یک رنگ به تنهائی بیانگر شخصیت نیست بلکه در انتخاب گروه‌ها و زوج‌های رنگ است که شخصیت افراد تحت آزمایش کاملا نشان داده می‌شود .

• شرایط روحی و جسمی افراد را قبل از آزمایش رنگ نیز باید به حساب آورد ، زیرا امکان دارد که افراد در شرایط متفاوت ، انتخاب‌های مختلف داشته باشند .

• جنبه نسبی بودن نتایج آزمایش را باید همواره به خاطر سپرد زیرا انسان موجودی ناشناخته است .

• این آزمایش کاملا جنبه روانشناسی و روانکاوی داشته و نباید آنرا در ردیف آثار سرگرم‌کننده و غیر علمی که در زمینه طالع بینی و نظایر آن منتشر شده است دانست .

◊ انجام آزمایش
• به مستطیل‌های رنگی زیر نگاه کنید و رنگی را که بیشتر از سایرین دوست دارید انتخاب کنید (با کلیک دکمه چپ ماوس روی مستطیل رنگی) . در انتخاب رنگ دلخواه سعی نکنید که آنرا با رنگ چیز دیگری نظیر پارچه ، مبلمان ، اتومبیل سواری ، تیم مورد علاقه فوتبال و غیره مقایسه کنید بلکه فقط آنرا به عنوان یک رنگ مورد علاقه‌تان برگزینید .

• سپس به رنگ‌های باقی‌مانده نگاه کنید و رنگی را که بیشتر مورد علاقه شماست انتخاب کنید و این عمل را در مورد سایر رنگهای باقیمانده نیز ادامه دهید .

• بعد از انتخاب اول باید یک بار دیگر رنگهای مورد علاقه خود را انتخاب کنید . عملا سعی نکنید که انتخاب اول رنگ‌ها را به خاطر بیاورید و یا به همان ترتیب اول انتخاب کنید در عین حال عمدا تلاش نکنید تا آنها را فراموش نمائید ، بلکه در انتخاب رنگها طوری رفتار کنید که گوئی آنها را برای اولین بار می‌بیند . توصیه می‌شود بین دو انتخاب یک دقیقه فاصله اندازید .

• نتیجه در یک صفحه یا برگ جدید نشان داده میشود . در صورتیکه نتیجه را مشاهده نمیکنید احتمالا تنظیمات مرورگر وب یا آنتی ویروس شما اجازه باز شدن صفحه جدید را نمیدهد.

علیرضا بیاتی - آبان ماه ١٣٨٨

تمام حقوق این سایت محفوظ میباشد.











  

معرفی کتاب آشنایی با آثار پابلو پیکاسو

کتاب آشنایی با آثار پابلو پیکاسو  

  شامل  فصل های زیر می باشد. و بسیار برای هنر آموزان رشته نقاشی و هنرجویان مفید  میباشد.

-دوران آبی و قرمز

-تاریخ کوبیسم

- کوبیسم چیست .

- پیکاسوی پیکره ساز و ... 

نویسنده کتاب :ایلیا ار نبورگ - دنیس شوالیه - ویلیام لیبرمان - دنیس توماس

ترجمه : گروه مترجمان بهار  

انتشارات :بهار

شماره تلفن :۶۴۱۴۲۲۸- ۶۴۶۸۳۳۹

مرکز نشر کتابهای طراحی و نقاشی در ایران

معرفی استاد و اسطوره نقاشی معاصر ایران زمین:استاد محمود فرشچیان"

 




 

"""فرشچیان جادوگر عرصه ی نقاشی"""

 

در ادامه مطلب فردی را به شما معرفی خواهیم کرد که تمام جهانیان به هنرش قبطه می خورند و آرزوی داشتن چنین هنرمندی را دارند.هنرمندی که نه تنها نقاش است بلکه طراح اصلی حرم حضرت امام رضا(ع) و حضرت امام حسین(ع) می باشد.به ادامه مطلب بروید تا هم بیوگرافی استاد را بخوانید و هم از دیدن آثارشان لذت ببرید...به ادامه مطلب بروید...

محمود فرشچیان، متولد ۴ بهمن ۱۳۰8در اصفهان یکی از مشهورترین نقاشان معاصر ایرانی است.

زندگینامه

پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد.

فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و دانش‌آموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزه ها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزه‌های اروپا، اول کسی بود که وارد موزه می‌شد با بسته‌ای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج می‌شد.

پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد.


محمود فرشچیان، هم اکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دوره‌ای و فصلی به ایران دارد.

فیلم مستندی نیز با عنوان عشق‌پرداز به کارگردانی محمد هادی کاویانی، با حضور عزت الله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شده‌است که در آیین رونمایی کتاب پنجم استاد به نمایش در آمد. آخرین و پنجمین جلد از کتاب آثار "محمود فرشچیان" شامل تازه‌ترین آثار این هنرمند از سوی انتشارات گویا شامل ۱۵۰ اثر نگارگری و طراحی از تازه‌ترین آثار محمود فرشچیان در ۲۵۸ صفحه رنگی با کاغذ گلاسه در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. ناصر میرباقری ناشر این کتاب درباره ویژگی‌های این کتاب گفته‌است که این کتاب در قطع رحلی سلطانی در ۸ رنگ، در جلدهای مختلف چرمی، گالینکور با قاب مخصوص به خود روانه بازار شده که برای اولین بار در کتاب‌های آثار فرشچیان از رنگ متالیک نیز استفاده شده است.

او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . و امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست. استاد فرشچیان در نقاشی ایران صاحب سبک و مکتب خاص است و اکنون منتقدان و هنرشناسان بزرگ جهان هنر ، او را مورد بررسی و تحسین قرار داده اند و تابلوهای او در موزه های معتبر دنیا جای گرفته است.

نظرات اساتید هنرهای دنیا:

پرفسور دکتر امبرتو بالدینی، استاد کرسی تاریخ هنر و رئیس دانشگاه بین‌المللی هنر فلورانس ایتالیامعتقد است برای دریافت باطنی یا درونی کار فرشچیان دیدی ژرف‌نگر لازم است و صبری زمان‌گیر وی می گوید فرشچیان در حوزه‌ی نقاشی ایرانی یک نقطه‌ی عطف و پدیده‌ی شگرف به‌شمار می‌آید.
هوانگ جو، نقاش بزرگ چین و ریاست مرکز تحقیقات هنری چین و رئیس موزه‌ی هوانگ پکن نیز گفته: «این امتیازات و ویژگی‌های هنری، استاد محمود فرشچیان را به‌صورت یکی از چهره‌های درخشان هنر نقاشی معاصر درآورده است و از محدود هنرمندان ماندگار ساخته که تنها فرزند زمان خویش نیستند و ارزشیابی آنان فقط به معیارهای زمان و مکان خودشان محدود نمی‌گردد.»
دیدگاه زینچوک، منتقد و هنرشناس موزه‌ی شوچنگو کیف اکراین نیز در مورد استاد این است که فرشچیان هنرمندیست که نشانی از خداوند بخشنده‌ی مهربان در اوست که می‌تواند شاهکارهایی این‌چنین بی‌مانند بیافریند. او بر این باورست که در آثار محمود فرشچیان کردارهای معنوی و دستاوردهای انسانی، تا حد زیادی محسوس و طبیعی بازتاب یافته است.
پرفسور دکتر برت فراکنر، رئیس کرسی ایرانشناسی، زبان، تاریخ و فرهنگ دانشگاه هامبرگ آلمان نیز می گوید: «نقاشی محمود فرشچیان آثاری را نشان می‌دهد که پیوند تمام‌عیار با هنر اصیل ایران دارد، اما بیش از آن هنری را نمایان می‌سازد که متعلق به بشریت و همه‌ی جهان است و به نسل ما می‌آموزد که هنر او نه‌تنها متعلق به یک تمدن خاص بلکه بخشی از میراث هنری و فرهنگی جهان به‌شمار می‌رود.»
دکتر شیکنو بوکیمورو، رئیس موزه‌ی هنر استانداری هیوکن ژاپن نیز معتقدست که فرشچیان در آثارش ابدیت کائنات را به یاری چرخش‌های خیره کننده بازنمایی می‌کند.
درخشش استاد بر تارک هنر ایران موجب شد که نام ایشان در فهرست چهره‌های ماندگار ایران ثبت گردد.

و اما داستان معروفترین نقاشی فرشچیان یعنی عصر عاشورا از زبان خود استاد:

«سه سال پیش از انقلاب روز عاشورا مادرم مرا نصیحت کرد و گفت: به روضه گوش کن تا چند کلمه حرف حساب بشنوی. و من با ایشان گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبی به من دست داد. وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم تابلویی شد که الآن هست بدون هیچ تغییری»

دو تابلو «غدیر» و «كوثر» نیز تازه‌ترین آثار محمود فرشچیان است که سه سال برای خلق تابلو غدیر خم و شش ماه برای تابلوی كوثر وقت صرف كرده ‌است كه اولی در سال 85 و دومی در سال 86 به اتمام رسید.
اثر غدیر استاد فرشچیان بیانگر داستان واقعه غدیرخم و معرفی حضرت علی (ع) به امامت مردم از جانب حضرت محمد (ص) است و تابلو کوثر که استاد آن را نذر موزه امام هشتم (ع) کرده است شامل تصویر حضرت زهرا (س) به صورت زنی نورانی به همراه 3 زن دیگر حضرت مریم، حضرت خدیجه و حضرت آسیه است که بیانگر شفاعت روز قیامت گناهکاران می باشد.

طراحی های ضریح های و امام حسین علیه السلام از استاد:



حضور استاد محمود فرشچیان در کارگاه ساخت ضریح امام حسین علیه السلام و طراحی قسمت های دیگر این ضریح...

استاد فرشچیان در کارگاه ساخت ضریح امام حسین(ع)استاد فرشچیان در کارگاه ساخت ضریح امام حسین(ع)

او در مورد چگونگی سفارش گرفتن این کار افزود: «پیشنهاد طراحی ضریح مطهر امام حسین (ع)- حدود 5 سال پیش، از سوی آقای محمد پارچه‌باف رییس هیات امنای ساخت ضریح، از قم به من رسید و از بنده دعوت کردند تا طرح‌هایم را ارائه دهم.»

او با اشاره به این مطلب که در این سال​ها برای فعالیت در حوزه​های مذهبی، بدون چشم​داشت کار کرده‌ام، افزود:« این بار هم پس از پیشنهاد طراحی حرم مطهر ابا عبدالله حسین (ع) دست به مطالعه و طراحی زدم و خوشبختانه این طرح‌ها مورد لطف آن هیات قرار گرفت.»

خالق تابلو «کوثر» و «غدیر» تاکید کرد: «امروز به همه شما هموطنان و شیعیان سراسر دنیا قول می‌دهم که پس از اتمام این طرح یکی از شاهکارهای هنر دینی و اسلامی را ببینید.»

منتخبی از جوایز

  • ۱۳۷۹: انضمام نام هنرمند در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم
  • ۱۳۷۲: نشان درجه یک هنر
  • ۱۳۶۴: تندیس طلایی اسکار ایتالیا
  • ۱۳۶۳: نشان هنر نخل طلایی ایتالیا
  • ۱۳۶۳: تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا
  • ۱۳۶۲: دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا
  • ۱۳۶۱: دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا
  • ۱۳۶۰: مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا
  • ۱۳۵۲: جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران
  • ۱۳۳۷: مدال طلای جشنوارهٔ بین‌المللی هنر، بلژیک
  • ۱۳۳۱: مدال طلای هنر نظامی، ایران

و اما تابلو های نقاشی استاد:

عصر عاشورا

غدیر و علی(ع) و محمد(ص)

انتظار

محمود فرشچیان

دعا

ضامن آهو

پرچمدار حق ابوالفضل(ع)

و اثرهای بسیار دیگر از استاد که در وبلاگ ما نمی گنجد...

خدا را شکر این دفعه مسئولان کشورمان نخبه سوزی نکردند و برای استاد حداقل یک تندیس ساختند.عکس تندیس و خود استاد:

مراسم رونمایی از تندیس استاد محمود فرشچیان

معرفی هنرمند محمد احصایی

 
 
 معرفی هنرمندان معاصر ایران؛ محمد احصایی
معرفی هنرمندان معاصر ایران؛ محمد احصایی
مدرسه جهان تربیت، در تناقضی عجیب با مدارس شهر ری، دبستانی اعیانی و جایی بود كه اغلب اشراف و خانواده‌های سرشناس تهران، بچه‌ها‌شان را برای تحصیل می‌آوردند. پرویز تناولی نیز...

متولد 8 تیر 1318- قزوین
کارشناس گرافیک از دانشکده‌ هنرهای زیبا
عضو هیأت علمی دانشکده هنرهای زیبا (1357- 1387)
عضو هیأت مؤسس انجمن هنرمندان نقاش ایران (1376)
عضو شورای عالی صنفی طراحان گرافیک ایران (1377)
دو دوره عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران و شورای عالی تعیین شایستگی استادی (1364- 1367)
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش هنر و شرکت در برنامه‌ریزی دروس بخش خط و گرافیک در این شورا (1364-1365)
عضو شورای عالی هنرهای تجسمی کشور (1367)
عضو کمیته متخصصین خبره جهت ارزشیابی هنرمندان خوشنویس
عضو پیوسته فرهنگستان هنر
عضو شورای ارزشیابی هنرمندان نقاش- گرافیک در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1383- 1384)
عضو کمیته نهایی شورای ارزشیابی هنرمندان خوشنویس کشور- میراث فرهنگی
حضور در غالب فعالیت‌های موزه هنرهای معاصر به عنوان عضو هیأت مشاوران هنری، عضو انتخاب آثار و هیأت داوری (1365-1380)
برگزاری دو نمایشگاه انفرادی در ایران، فرانسه، کانادا، امارات متحده عربی و فنلاند
حضور در تعداد کثیری از نمایشگاه‌های گروهی در ایران، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، چین، بنگلادش، آلمان، عربستان، افریقای جنوبی، انگلیس، امریکا،...
دریافت لوح افتخار از سوی هیأت داوران برای فعالیت‌های هنری (1370)
تقدیر شده در پنجمین بی‌ینال نقاشی ایران (1379)
برگزیده چهره‌های ماندگار از طرف صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (1383)
دریافت مدال درجه یک فرهنگ و هنر از دست ریاست جمهوری (1384)

در قزوین و در خانه جد پدری‌اش متولد شد. خانه‌ای بزرگ با حیاط وسیع و اتاق‌های زیاد،‌ كه بزرگ‌ترین آنها برای پذیرایی بود. با اُرسی‌های متعدد و گره‌سازی شده، با طرح‌ها و نقوش هندسی و شیشه‌های رنگین؛ و هر بار كه آفتاب مستقیم به آن می‌تابید، بازی چشم‌گیر و سرشار از نور و رنگ را در اتاق شكل می‌دادند. غوغایی از رنگ‌های درخشانِ شیشه‌ها و رنگ‌های فرش، كه حسی آسمانی، شوق‌انگیز و خیال‌بخش را در ذهن كودك می‌ساختند.

در روزهای آفتابی ماه‌های سرد، هر بار كه در تنفس اتاق، ارسی‌ها رو به حیاط گشوده می‌شد تا خورشید بی‌دریغ، گرما و نورش را نثار كند، وسعت حیاط و درختانی چند در باغچه و آسمانی كه بر فراز بود، خودنمایی می‌كرد. پرواز پرندگان،‌ و حركت ابرپاره‌های سفید و نرم بر پهنه آبی آسمان، و صدای وزوز حشرات در سكوت میانه روز، احساسی لذت‌بخش از آرامش و رخوت را به وجود می‌آوردند.

حیاط بعداً مأمن بازی‌های كودكی شد. برای دویدن، فریادهای شادمانه و خنده‌هایی از سر خوشی؛ و نیز جایی برای ساختن، با چیزهایی كه می‌شد یافت: سنگ، خاك، چوب، برگ، ...

پدربزرگ پدری، مردی تاجرپیشه، صاحب احترام، متدین،‌ و با، باورهای عمیق در زندگی بود. میراث‌ ارجمندی كه برای فرزندانش نیز به ارث گذاشت.

پدربزرگ و مادربزرگ مادری در تهران زندگی می‌كردند؛ در امیریه، خیابان انصاری. و روزها یا ماه‌هایی از سال نیز در آنجا سپری می‌شد. بنابراین، در كودكی، و نوجوانی حوادثی را شاهد بود كه بعداً در حافظه تاریخی این مرزوبوم ماندگار شدند.

«تشییع جنازه رضاشاه را به خاطر دارم. و نیز كودتا بر ضد مصدق. و قیافه لات‌ولوت‌هایی كه عربده‌كشان مرگ بر مصدق می‌گفتند. و چهره پدربزرگم كه متأثر از این حادثه گریه می‌كرد.»

دوران مدرسه، كه فرا رسید، كم‌كم استقلال بیشتری پیدا كرد. دامنه دوستانش وسیع‌تر شد. با كتاب و خواندن و نوشتن و نیز با معلم‌هایی، كه آدم‌بزرگ‌های دیگر زندگی او شدند، آشنایی یافت. آغاز خوشنویسی نیز از همین سال‌ها شكل گرفت. شاید با دیدن قطعاتی از خط خوش در كتاب‌های فارسی، شاید از طریق كتیبه‌های فراوانی كه حواشی شبستان‌های مساجد نگاشته شده بود، و شاید هم به خاطر رضایت‌ خاطر و مهر بیشتر معلمی كه به او آموختن خط را آغاز كرد. خانم پوران‌منش در كلاس چهارم دبستان، كه خوش‌سیما و مهربان و خوشنویس و از شاگردان استاد زرین‌خط بود. در هر صورت، چیزی در جان داشت كه گرما گرفت، به آتش نشست و سرانجام شعله‌ور شد. بعد از این، كار به اختیار نبود و نمی‌شد از آن خلاصی یافت. در كنار درس و مشق و بازی‌ و شیطنت‌های نوجوانی، تمرین خوشنویسی نیز جای ویژه‌ای پیدا كرد.

«عصرها كه به منزل می‌رسیدم، بعد از اندكی مرور درس‌ها، كه فقط كفاف قبولی را می‌كرد، دیگر همه چیز را فدای مشق خط می‌كردم.»1

سیكل اول دبیرستان را در قزوین گذراند. در دبیرستان محمد قزوینی (1335).

«بعد از ظهرها، كه كلاس مرتبی نبود، گاهی برای مرور درس‌ها یا از حفظ كردن مطالب می‌رفتم به مسجد جامع و در داخل شبستان اصلی روی آجرها كنار دیوار دراز می‌كشیدم و درس‌های خود را از حفظ می‌كردم. اما، آنچه بیشتر به خاطرم مانده است، شكل‌های بسیار دل‌انگیز زیبای متن كتیبه‌های قرآن به اسلیمی‌های آراسته‌ای بود كه دور تا دور شبستان را طی می‌كرد و در بالای آن مارپیچ عظیمی از نوشته‌های به خط كوفی بود كه دیوار بلند شبستان را در چهار طرف دور می‌زد. اكنون، كه این خاطره را برای شما نقل می‌كنم، خنكای لطیف جان‌بخش آجرهای آن شبستان را در پشت و شانه‌های خودم حس می‌كنم و در چشمم منظره كتیبه‌های بسیار فاخر كلام خداوندی را، كه با چه زیبایی حیرت‌انگیزی نوشته و گچ‌بری شده بود، به طور زنده می‌بینم. هر دفعه در بین مرور كردن دروس یادم است كه چند بار محو زیبایی‌های حیرت‌انگیز آن بنای عظیم مقدس و متعالی می‌شدم. بنایی كه ساختمان و تزئینات آن انسان را بی‌هیچ واسطه‌ای با معنی و حكمت متعالی اسلامی رو در رو قرار می‌داد. باید عرض كنم كه این دو- سه سالی كه در قزوین بودم،‌ فرهنگ اصیل و بالنسبه اسلامی آن روزها- كه چه در منزل جد پدری و چه در شهر جریان داشت- و گذران وقت در چنان جاهایی، زمینه اصلی و پایة واقعی ذوق‌ها و كارهای بعدی‌ام شد.»2

برای ادامه تحصیل و به نیت انتخاب شغل معلمی، در دانشسرای مقدماتی تهران ثبت‌ نام كرد. در اینجا مرحوم نجم‌آبادی استاد خط و نقاشی وی بود.

«استاد بسیار شریف و فهیمی كه علم و عرفان و هنر در خانواده‌شان موروثی بود. ایشان [...] مرا به كلی در جریان اصلی این هنر اصیل قرار دادند. و با سعه صدر و بزرگواری تعلیم خط هم‌سالان را به عهده بنده گذاشتند. [...] در سال آخر دانشسرا (تابستان 1337) اردویی در رامسر از دانش‌آموزان ممتاز هنر سراسر كشور ترتیب داده بودند كه بنده هم از دانشسرای تهران در آن اردو شركت كرده بودم. در بخش مسابقات خطاطی بین همه اول شدم. بعد از بازگشت، خدمت ایشان واقعه را عرض كرده و وی چند صفحه از كاغذهای مرحوم پدرشان، كه میرزارضا كلهر به ایشان داده بودند، به بنده مرحمت كردند، و این موجب شد، بعد از آن چند بار در منزل پدری‌شان (مرحوم حاج‌شیخ مرتضی نجم‌آبادی) در خیابان حاج‌شیخ هادی به خدمت ایشان مشرف شدم. دست‌نوشته‌های مرحوم میرزارضا كلهر و سیاه‌مشق‌ها و بعضی سطرهای ایشان را، كه از مرحوم پدرشان به یادگار مانده بود، یكی‌یكی به من نشان می‌دادند و توصیف هر یك را بسیار دقیق و با احترام مخصوص به آن مرحوم، برای بنده شرح می‌فرمودند. مخصوصاً تقویم‌هایی كه میرزا برای ناصرالدین‌شاه هر ساله می‌نوشتند، چندتایی را نزد ایشان دیدم. چند صفحه از دست‌نوشته‌ها و سیاه‌مشق‌های پدرشان را به بنده مرحمت كرده و فرموده بودند كه مرحوم شاگرد مرحوم میرزاكلهر بودند. و مرحوم میرزاكلهر را مرحوم حاج‌شیخ‌هادی نجم‌آبادی غسل داده بودند، در وبا-ی آن سال كه منجر به مرگ آن استاد گرامی شد، و من اولین بار این موضوع را از ایشان شنیده بودم. آثاری را كه از استادان دوره قاجار در نزد ایشان دیده، بسیار در بنده تأثیر گذاشت. شماره‌ای از روزنامه شرف را به بنده دادند و فرمودند: یا از روی این مشق كن و یا از روی دفترچه‌های مرحوم عماد‌الكتاب. بنده مقداری از دفترچه‌های عمادالكتاب را از قزوین و مقداری دیگر را از دكان كتابفروشی، مقابل جبهه جنوبی مسجد سپهسالار تهیه كرده بودم و ایشان می‌دانستند و توصیه اكید كردند كه حالا كه آثار كلهر را نمی‌توانی به دست بیاوری، از روی آن دفترچه‌ها كار كن. بنده آن روزها منحصراً از روی دفترچه‌ها رسم‌المشق مرحوم عمادالكتاب، كه به طور كامل هم نستعلیق‌های آنها را فراهم كرده بودم و هم بیشتر شكسته‌نستعلیق‌ها را، كار می‌كردم.»3

بعد از تحصیل، سالی را نیز نزد استاد حسین میرخانی به فراگیری خط پرداخت.

«تعداد ما شاگردان ایشان زیاد نبود. به غیر از چند نفر آقایانی كه به حمدالله امروز به خوشنویسی مشهور هستند، آقایان امیرخانی، خروش و واشقانی - استادان گرامی كنونی انجمن خوشنویسان ایران - از همدوره‌ای‌های آن روزهای بنده بودند.»4

دیپلم كه گرفت، به استخدام آموزش‌وپرورش (وزارت فرهنگ سابق) درآمد و به منطقه شهر ری فرستاده شد، تا در روستای خُلازیر (از توابع شهر ری) به تدریس بپردازد. یك روز در میان، به روستای خلازیر می‌رود. دوچرخه‌ای نیز برای این منظور تهیه كرد. بزودی این دوچرخه وسیله‌ای برای طی هم مسیرهای كوتاه یا بلند وی در مقطعی از دوران پركار و پرفعالیت او شد. تلاش بی‌وقفه‌اش رفته‌رفته مسیرهای نو و درهای تازه‌ای را مقابلش می‌گشود.

هم‌زمان، با تدریس در منطقه شهر ری، برای تدریس خوشنویسی و ادبیات در دبستان جهان تربیت نیز دعوت می‌شود. مدرسه جهان تربیت، در تناقضی عجیب با مدارس شهر ری، دبستانی اعیانی و جایی بود كه اغلب اشراف و خانواده‌های سرشناس تهران، بچه‌ها‌شان را برای تحصیل می‌آوردند. پرویز تناولی نیز در آنجا به تدریس مشغول بود. هنوز مدت كوتاهی از برگشت تناولی از امریكا به ایران نگذشته که آتلیه كبود را تأسیس می‌کند.

«گاهی به آتلیه كبود سر می‌زدم. یك بار كارهایی از زنده‌رودی و مربوط به تجربه‌های نخستین، كه بعداً نام سقاخانه را گرفت، در آنجا دیدم. او با اعداد و حروف و مُهرهای قدیمی كار می‌كرد و اینها را روی دست‌های بریده و علامت‌های عزاداری، كه متن تابلو را تشكیل می‌داد، می‌نشاند، با رنگ‌های طلایی و سبز و آبی و قرمز.»5

«درباره كارها از تناولی سؤال كردم، و وی برای من توضیح داد. سپس پرسید: تو چرا كار نمی‌كنی؟ و به من توصیه كرد: تو با خط خیلی كارها می‌توانی بكنی.»

محمد احصایی تا این زمان آشنایی خوبی با خطوط نستعلیق و ثلث پیدا كرده است. این توانایی موجب فرصت‌های تازه‌ای شد كه چشم‌اندازهای دیگری را مقابلش گشود. بنابراین، بعد از چند سال تدریس، رفته‌رفته كار در مدارس را كنار گذاشت، و بیشتر به فعالیت‌های مرتبط با علاقه خود پرداخت. از آموزش‌وپرورش شهر ری به سازمان جوانان شیروخورشید انتقال یافت تا به عنوان گرافیست و خوشنویس كارش را دنبال كند (1341- 1344).

«با الهام از تعلیمات عمادالكتاب، اولین مقالات پیرامون روش خوشنویسی و طرز تركیبات مقررات را نوشتم كه در نُه شماره نشریه این سازمان به چاپ رسید.»

همچنین تدریس در دبستان جهان تربیت را كنار گذاشت، و در مؤسسه تبلیغاتی گردونه و نیز مؤسسه پارس، كه مؤسسه‌ای بزرگ در حیطه گرافیك و چاپ بود، به عنوان خطاط به كار پرداخت (1339- 1344). در مؤسسه گردونه با رویین پاكباز، و در مؤسسه پارس با مرتضی ممیز، علی‌‌اصغر معصومی، آیدین آغداشلو، حاج‌اسماعیلی، محلاتی، شاه‌میری، ... همكار است. همنشینی و دوستی با آنها سبب شد، خوشنویسی را در حیطه‌ای تازه‌تر تجربه كند.

«در كنار كار خوشنویسی [...] با تجربه‌های گرافیكی و نقاشی، به كشف زبان بصری و كاربرد امروزی خط پی بردم و، در واقع، قدم‌های اولیه كارهای نقاشی با خط را از همانجا شروع كردم.»6

احصایی اولین تجربه‌های خود را این طور شرح می‌دهد: «در خفا با شكل كلمات كلنجار می‌رفتم، كه البته در این ‌گونه فعالیت‌ها شیوه ثلث بیشتر مورد تجاوز بنده قرار می‌گرفت. مواقع بیكاری یك سطر شعر را می‌گرفتم و كلمات آن را تمام‌وكمال به هم قفل می‌كردم. یك روز دیدم از تركیب چند تا از كلمه‌های شعری، كه انتخاب كرده‌ام، اصلاً خوشم نمی‌آید و كاری‌شان هم نمی‌توانم بكنم. آنها را حذف كردم. كار كه تمام شد، متوجه شدم كه پس می‌شود به دلخواه كلماتی را در تابلو گذاشت و زمزمه شعر فقط بهانه‌ای برای آن باشد. اولین عملكرد فرهنگی و بار ادبی كلمات گرفته و بدل به چیز دیگری شود، با حروف و حدیثی دیگر.»7

با تأسیس سازمان كتاب‌های درسی،‌ كار در مؤسسات گردونه و پارس را كنار گذاشت و به عنوان خوشنویس و مدیر آتلیه گرافیك، و بعد از مدتی با سمت مؤلف و كارشناس كتاب‌های درسی، در سازمان به كار پرداخت. (1364- 1350). تألیف یك دوره سه‌ساله بخش خط كتاب‌های هنر دورة راهنمایی و روش تدریس آنها از جمله فعالیت‌های وی در سازمان است.

احصایی در 1346، در رشته نقاشی دانشكده هنرهای زیبا پذیرفته شد، و هم‌زمان با كار در سازمان كتاب‌های درسی، به تحصیل نیز ‌پرداخت. سال اول را در رشته نقاشی تحصیل كرد.

«ممیز در سال 1343 یا 1344 برای تحصیل به فرانسه رفته بود. با برگشت او به ایران (1347 یا 1348) قرار شد كه گرافیك نیز به صورت رشته‌ای مستقل در دانشكده تدریس شود. من و عده‌ای دیگر از دانشجویان ادامه تحصیل‌مان را در این رشته تازه گذراندیم. به پیشنهاد ممیز، و در حالی ‌كه دانشجو بودم، قرار شد، درس خط را در گرافیك (در آغاز نام گرافیسم خط برای آن انتخاب شده بود) من تدریس كنم (1350).

از جمله اتفاقات مهم برای او در این سال‌ها، آشنایی با كارل اشلامینگر-‌ نقاش و مجسمه‌ساز آلمانی- است.

«اشلامینگر همسر ایرانی داشت، و به همین دلیل مدتی نیز در ایران بود. با تناولی دوستی داشت و به او سر می‌زد. از این طریق من نیز با او آشنا شدم. نمونه كارهای خط مرا كه دید، خیلی خوش‌اش آمد و گفت: با این روش تو كارهای زیادی می‌توانی انجام دهی. بعد از این ایشان مشاوری برای كارهای من شد. اتودهایم را مرتب به ایشان نشان می‌دادم، و او صحبت‌های مفصلی در اطراف خط و بخصوص فلسفه خط می‌كرد. او قبلاً شاگرد هانری كُرْبَن، و یك عارف حقیقی بود. از ایشان خیلی بهره گرفتم. بعد از تناولی مدیون تعلیمات و راهنمایی‌های ایشان هستم. نفر سومی هم هست كه خیلی حمایت، مواظبت و تشویق كرد، دوست پنجاه‌ساله‌ام آیدین آغداشلو كه قدرشناس هر سه هستم.»

احصایی اولین فعالیت‌های نمایشگاهی را در ارائة آثار نقاشی‌خط خود از دوره دانشجویی آغاز می‌كند. نخستین بار در نمایشگاهی جمعی در هتل هیلتون اثری از نقاشی‌خط را، كه با رنگ روغن روی بوم كار كرده بود، به نمایش گذاشت (1347). در همین سال نیز در مسابقه نقاشی دانشجویان هنرهای تجسمی به عنوان نفر اول معرفی شد. چند سال بعد نیز در نمایشگاه جمعی نقاشی در موزه ایران باستان، عنوان نقاش برگزیده سال را دریافت كرد (1352).

اولین ارائه فردی آثارش نیز در بهمن‌ 1351 (گالری سیحون) و دومین آن نیز در 1353 (انجمن فرهنگی ایران و امریكا) اتفاق افتاد. وی در نخستین نمایشگاه خود در گالری سیحون، تجربه‌گری و تلاش‌های اولیه خود را در ایجاد تركیب‌های تازه با خط ثلث و نیز به كارگیری بافت و رنگ مناسب ارائه كرد. تلاشی كه دو سال بعد و در نمایشگاه وی، در گالری شماره 1 انجمن فرهنگی ایران و امریكا، به گواهی نقدهایی كه بر آن شده، به بار نشست.

بهروز صور اسرافیل، منقد نام‌آشنای این سال‌ها، در نقدی كه بر دومین نمایشگاه انفرادی او می‌نویسد، در بخشی با اشاره به نمایشگاه اول او می‌گوید: «محمد احصایی از كسانی است كه از حدود سال‌های 1340 به خوشنویسی بر بوم و تابلوهای ویژه نقاشی روی آورده است. به عنوان یك خطاط و خوشنویس بیشتر كارهای اولیه او با خط ثلث رقم زده شده، گرچه در خط نستعلیق هم مهارت دارد. در طول چندین سال احصایی كوشش خود را بر آفریدن تركیب‌های تازه از خط ثلث متمركز كرد، و به نقل از بروشور نمایشگاه كنونی‌اش در انجمن ایران و امریكا، حروف خط ثلث را پاره‌پاره كرده و دوباره به هم تاباند، در هم قفل‌شان كرد؛ جمع و بازشان كرد ... اما هرگز از قالب یك خوشنویس بیرون نیامد. وابستگی احصایی به سنت‌های خطاطی تا آنجا بود كه حتا انتخاب بافت خشن و تازه به عنوان زمینه كار و افزودن سایه‌روشن به تركیب‌های خطی نیز نتوانست هویت او را به عنوان یك خوشنویس مخدوش كند. اما، همان گونه كه گفتیم، وابستگی بیش از اندازه به معیارهای خط‌نویسی كلاسیك اندك‌اندك كارهای او را به تكرار می‌كشاند. شاید هر تابلوی تازه او زیباتر و كامل‌تر از پیش بود، اما منحنی نوآوری در هنرش به كندی رو به بالا داشت و لاجرم عامل در این صرف به تدریج بر جنبه‌های دیگر كارش تسلط یافت. شاید احصایی خود این نكته را دریافته بود كه پس از آخرین نمایش آثارش (که تصور می‌كنم دو سال پیش در گالری سیحون برپا شد) كمتر كار می‌كرد و ما نیز كمتر اثر تازه‌ای از او می‌دیدیم. اما در نمایش كنونی، احصایی چهره‌ای كاملاً دیگرگون یافته است. اكنون دیگر می‌شود بی‌هیچ تردید از یك نقاش سخن گفت. اما نقاشی كه نقاشی‌هاش ادامه منطقی و دریافتنی دوران خوشنویسی اوست. به همین دلیل هم می‌شود با آسودگی گفت‌وگو از خط را در آثار تازه او به فراموشی سپرد و از یك شیوه انتزاعی نقاشی سخن گفت كه بر پایه عوامل ساختی (استراكچرال) مستحكمی بنا شده است.»8

آیدین آغداشلو نیز در بروشور همین نمایشگاه، پس از اشاره به تلاش‌های نخستین وی می‌نویسد: «... حالا كارهای تازه‌اش را می‌بینم. اما چه تحول عظیمی است در روش او، تحول كه نه، انقلاب است. همه حساب‌كتاب‌ها و قواعد معمولش را در هم ریخته. ظاهراً به نظر می‌رسد از خودش خیلی دور شده، كه درست نیست. دقت كه كنید می‌بینید همان آدم است. اصلاً به خودش هم نزدیك‌تر شده؛ اما چه طور است كه این قدر متفاوت می‌نماید؟ راهش این است؛ دست عظیمی را فرض كنید كه به طرف ذات و جوهر كارهایش دراز شده باشد، و هر چه را كه قابل و لایق ببیند، بگیرد و بیرون بكشد، بپرورد، ببالد و بپالاید. ... احصایی را تا پیش از این نمایشگاه هنرمندی می‌بینم، بیشتر دقیق و متفكر و باانضباط، با رنگ‌های حساب‌شده و تركیب‌های پولادین، كه همه چیز را شسته‌رفته و بجا كار می‌كند. اما حالا او دیگر غریزی است تا سنجیده رها شده است. حتا حرمت شكل حروف را هم دیگر ندارد. تركیب‌بندی را هم اساس كار نمی‌داند. او دیگر خطاطی نیست كه نقاشی بكند، بلكه نقاشی است كه خطش هم خوب است. به سند همین كارها. به سند همین نمایشگاه. احصایی دیگر مقید به قیدی نیست. هر طرف كه بخواهد می‌رود. گفتم كه رها شده است. و رهایی همیشه شادمانه است

نمایشگاه بعدی او سال بعد در گالری لیتو اتفاق می‌افتد (1354). مجموعه جدیدی كه در اجرای آن بیشتر از رفتار آزاد قلم و به شكل خودانگیخته بهره گرفته بود.

«حس نوشتن در اینجا مانند ضربان قلب كسی است که چیزی در درونش جریان دارد. چیزی ذكرمانند، به دفعات و گوناگون و البته مقداری ناخودآگاه ...».9

«این كارهایی است كاملاً مجزا، كه از لحاظ شیوة اجرا، تركیب مصالح و حتا مفهوم به كارهای قبلی‌ام شباهت ندارد. البته، هسته این كارها دو- سه تمرینی است روی كلمة الله كه آنها را در نمایشگاه سال 1351 در گالری سیحون گذاشته بودم. در هر حال، اینها جزء كارهایم جایی برای خود خواهند داشت. این بیشتر برایم یك اتفاق بود.»10

در جایی دیگر نیز پیرامون همین نمایشگاه چنین اظهار نظر می‌كند: «... سعی كرده‌ام نوعی از ضربان تند و فوری قلمم را ثبت كنم. ضربانی كه از شكل نشانه‌ای الله برمی‌خیزد. اما نمی‌دانم، یعنی دقیق نمی‌دانم، چرا این نشانه را انتخاب كرده‌ام. شاید شكل آشنای این كلمه را، كه رابطه‌ای حسی و پیچیده همیشه با من داشته است، علت اصلی باشد. یا بشود پا را فراتر گذاشت كه این نشانه است كه مرا انتخاب كرده است: حضور دائمی و عاطفی شدیدش در ذهنم ناگزیرم كرده از انتخاب. كار كردنم با این شكل، روشی رهاكننده را دنبال كرد؛ ایجاب كرد. حركات گاه در هم پیچیده و گاه از هم گریخته به نوعی تركیب‌بندی خاص انجامید كه میان حس‌وحساب رفتار كرد. رنگ زمینه‌ها را هم به همان سرعت و شتاب، كه در شكل اصلی بود، ساختم؛ چون می‌خواستم نوعی از فوریت یا حس تپیدن را داشته باشم. حاصل، گونه‌گونه‌هایی است روی كاغذ ثبت شده.»

وی، با ارائه‌ای از همین آثار، كه نام الفبای ازلی را بر آنها نهاده بود، موفق شد، در جشنواره جهانی نقاشی در كانی سورمر فرانسه، جایزه ملی دولت فرانسه را نصیب خود كند (1354).

در 1354، فرصت مطالعاتی یك‌ساله‌ای در كوی بین‌المللی هنرمندان در پاریس به احصایی تعلق گرفت، و این موقعیتی شد تا با شركت در نمایشگاه‌های متعدد كارهای خود را در محیط و فضای تازه‌ای در بوته نقد بگذارد.

از اواسط سال‌های 50 شاهد تلاش وی در تبدیل شیوه خط‌نویسی خود به نقش‌برجسته هستیم. او در گفت‌وگو با بهزاد حاتم عنوان می‌كند: «برای نمایشگاه بعدی‌ام طرح مجسمه بزرگی را تهیه می‌كنم، مجسمه‌ای كه از داخل نمایشگاه تا فضای آزاد، مثلاً تا پیاده‌رو، كشیده می‌شود.»11

چنین فكری برای نمایشگاه عملی نشد، در عوض، این فكر سرآغازی برای ایجاد صدها متر مربع نقش‌برجسته‌هایی شد كه طی سال‌های 1354 تا 1368 در داخل و خارج از كشور به وجود آورد. از جمله طراحی و اجرای چهارصدوپنجاه‌ متر مربع سفال نقش‌برجسته نقاشی‌خط سفارش دانشگاه تهران برای دانشكده الهیات (1354- 1357).

نگارش و سفالگری- نقش برجسته- كتیبه ایوان ورودی موزه ملی ایران به قلم محقق (1364). طراحی و اجرای دویست‌وسی متر مربع سفال لعـاب‌دار نقش‌برجـسته برای سفارتخانه ایران در ابوظـبی امارات متحده عربی (1367- 1370).

وی در خصوص نقش‌برجسته دانشكده الهیات می‌گوید: «خیلی ذهنم را به كار سپردم. در آن كار كوشش كردم، معنی ادبی نوشته‌ها را، كه از منطق‌الطیر عطار انتخاب كرده بودم، به زبان تصویری ترجمه و تبدیل كنم.»12

«احصایی تجربه‌های تازه‌ای را كه در گالری لیتو به نمایش گذاشته بود، یعنی روش خودانگیخته و رفتار آزاد در اجرای خط نقاشی‌های خود را تقریباً در اواسط سال‌های 50 كنار گذاشت،‌ تا ابتدای سال‌های 70، كه با تركیب‌بندی‌ها و موضوعات تازه‌ای، مجدداً این شیوه را آغاز می‌كند.»13

با استخدام و عضویت در هیأت علمی دانشكده هنرهای زیبا (1357)، فرصت حضور بیشتری نیز در جمع دانشجویان برای آموزش پیدا كرد. در طی سال‌های 60، در كنار فعالیت‌های هنری و گاه اجرایی، به مطالعه روی قلم محقق و ریحان پرداخت.

«حدود چهارصد سال است كه كمتر به طرف آن رفته‌اند. این شیوه، با وجود آن‌ كه از ظاهر آن به نظر می‌رسد با قلم نستعلیق خودمان به كلی متفاوت است، اما، به گمان حقیر، از نظر زیباشناختی و بخصوص شخصیت صریح و ظرایف نهفته در آن، شباهت حیرت‌انگیزی با این قلم ایرانی دارد و سهل‌وممتنع می‌باشد.»14

تحریر ده جزء از قرآن كریم به قلم ریحان در 1364 و نیز تحریر سی ‌متر كتیبه به قلم محقق برای بخش روابط فرهنگی وزارت آموزش‌وپرورش (1368)، تلاش‌های وی را در نگاه دوباره به این شیوه از خوشنویسی نشان می‌دهد. در 1378، به خاطر احیای قلم محقق و تحریر و طراحی صفحاتی از قرآن، از وی به عنوان هنرمند برگزیدة خادم قرآن تقدیر شد.

محمد احصایی، با تأثیر از جنبش نوگرای سال‌های 40 و قرآن و مهارتی كه در خطوط ثلث و نستعلیق یافته بود، در كنار مطالعه،‌ دریافت و تجارت خویش از سنت تاریخی بجا مانده از خوشنویسی در كتیبه‌ها و بناها،‌ پایه‌های نقاشی‌خط خود را بنا كرد. در ایجاد این آثار نباید باورهای دینی و عرفانی وی را نادیده گرفت. او گاه با نظم و انضباطی درخور و گاه با روشی خودانگیخته تركیبی پیچیده و درهم تنیده از كلمات ایجاد می‌كند، بی‌ آن‌ كه قصد بیان ادیبانه و معنادار كلمات به كار رفته باشد. وی بیشتر به بار بصری و بیانی آنها توجه می‌كند، بی‌ آن‌ كه پیوند خویش را از سنت بجا مانده از دست بدهد.

«من به عنوان خطاط، در مدت بیشتر از چهل‌وپنج سال آموزش و كار مداوم، دستاوردهای متعددی از قطعات خوشنویسی، كتیبه، تابلوهای خطاطی، سفال نقش‌برجسته ‍‍[...] فراهم كرده‌ام. اما، به عنوان نقاش از این هنر ملی، طی برداشتی خصوصی و با نگاهی تجریدی، كارهایی ساخته‌ام كه جزء آثار نقاشی‌خط مشهور شده است. در این كارها روایت و خبر را- از علاماتی كه در تركیب حروف با یكدیگر به زبان آشنا بین قوم ایرانی وسیله ارتباط بوده است- از خط‌نوشته، باز گرفته‌ام و شكل حروف را دست‌مایه كارهایم قرار داده‌ام و از این راه به تركیب‌های كاملاً فردی، كه ساختار بصری آن نوعی معماری حروف است،‌ دست یافته‌ام كه هر یك قطعاتی است شعرگونه و در منظر فرد نگاه‌كننده به منزله متنی است، بی ‌هر گونه سوءتفاهم. سیاهی‌ها و سفیدی‌ها دو متن مجزا از یك روایت‌اند كه بیننده را به دنیای ذهنی خالص و جادویی كلام رهنمون می‌سازد. پس تابلوی خلق شده، گرچه دیری است از صاحب آن جدا گشته، اما بییننده هر بار بنا به زمان نگریستن آن و حالش- با خلق‌الساعه‌ای مواجه می‌شود كه معنی متفاوتی از جهان به ظاهر ثابت و در بطن متغیر دارد. جهانی كه تابعی از متغیرهای یافته و ساخت دست انسان است. این كارها برگرفته از نوعی هنر قدسی است- كه عملكرد اصلی آن تصویر كلام الهی است (و او كلمه را آفرید) و آنچه برگرفته شده، جزیی از همان كل است- پس انسان آشنا بدین هنر را رهنمون به عالم معناست.»

هنگامه فولادوند، هنرمند و دانش‌پژوه ایرانی مقیم امریكا، در نقد نسبتاً مفصلی كه پیرامون آثار نقاشی‌خط احصایی نوشته، در بخشی از آن كارهای وی را این طور شرح می‌دهد: «در طول سالیانی، احصایی روشی تفصیلی به منظور تولید ساختارهای دقیق و صحیحی برای سبك خاص خط‌نقاشی‌اش به وجود آورده. وی موفق شد، با روش منحصر به فرد خویش،‌ خط پرپیچ‌وخم سنتی فارسی و گونه‌های آن را به امضای بصری دقیق خود مبدل كند و، در نهایت، به سبكی انتزاعی خودبیانگری دست‌ یافته كه به بهترین وجه در خدمت زبان هنری اوست. بی ‌آن‌ كه منافاتی با ساختار هنر مذهبی خطاطی داشته باشد؛ از جمله ساختار زوج‌های سازگار و مخالف در قرآن، روش‌های منحصر به فرد احصایی در اندازه‌گیری و تفكیك، كه در فرایند نوشتنش به كار گرفته است، تكنیك خاص او در سازمان دادن و تقسیم فضا و كاربرد آن در ساختار حروف و فرم‌ها، و بینش نوآورانه‌اش در میزان، قرینه‌سازی و تناسب، تحولی عظیم در خوشنویسی سنتی ایران به وجود آورده است. احصایی بسیاری از اصول هندسی سنتی و مفهوم واحد تكرار در طراحی ایرانی و اسلامی را به كار گرفته و تركیب‌بندی كلی نوین را آفریده كه در نهایت تلاش اساتید پیش از خود را تكامل بخشیده است. در آثار احصایی فرایندی عمیق و خصوصی از آفرینش هنر اتفاق می‌افتد، كه به وسیله آن به بطن الهی كلمة قرآنی نزدیك می‌شود و بسته به ظرفیت هر فرد این پیام را منتقل می‌كند. ... استادی احصایی در به تحقیق در آوردن عرصه‌های وسیعی از امكانات فرم، رنگ و تركیب‌بندی با امتداد دادن، روی هم قرار دادن و از هم دور كردن حروف است. خوشنویسی پرانحنای او سیلان شكوهمندی را به وجود آورده كه تكرار متقارن را وجاهت می‌بخشد. اغلب اوقات فضای پر شده و فضای خالی تركیب‌بندی و پس‌زمینه از نظر بصری به یك حد از ارزش می‌رسند و یكدیگر را تكمیل می‌كنند و بیننده را وا می‌دارند كه فقط به یكی از عوامل تركیب‌بندی خیره نماند. این روش همچنین با در هم بافتگی منحصر به فردی از سبك تركیب می‌شود و با پیچ‌وتاب‌های سرشار خوشنویسی كیفیتی آهنگین و پیچیده می‌یابند. این تكرار و تداوم حروف در هم پیچیده بیننده را دعوت می‌كند كه حركت كُند و ضرباهنگ سیلان و قاعده ضد كل‌ تركیب‌بندی را بنگرد كه به سبك احصایی انتزاعی نوگرا می‌افزاید. تكرار حروف و تكثر فرم‌ها، پژواكی از این جمله قرآن را باز می‌تاباند كه: «به هر كجا بنگری، چهره خداوند را می‌بینی»؛ بیانگر مفهوم وحدت در كثرت. ستایش ذكر، با پدیدار شدن چندباره حرف‌ها و فرم‌ها، تأكیدی است بر وحدت وجود.»15

«الان مدتی است كه به مینیمالیسم گرایش یافته و سعی دارم تا كارهایم را هر چه ساده‌تر كنم. گرایش یافته‌ام كه با كلمه و حروف اضافه كار كنم. به این نتیجه رسیده‌ام كه وقتی بیننده با یك عبارت مواجه می‌شود، در وهله اول تلاش می‌كند تا آن ‌را بخواند. به دنبال یك سری كلماتی می‌گردد كه از داخلش پیدا كند؛ چون، در هر حال، من از كلام استفاده كرده‌ام. ممكن است در آغاز غزلی از حافظ یا یك رباعی خیام انگیزه‌بخش من باشد. ولی مطلب به گونه‌ای نوشته نشده كه بتوان آن‌ را تعقیب كرد و خواند. حاصل چیزی است كه برای خواندن نوشته نشده، بلكه برای دیدن است. صرفاً برای دیدن. منتها بیننده به دنبال معنی است و امكان دارد كه به تشخیص خود كلمات یا عباراتی نیز در آن كشف كرده، و به روایت خود برای آن معنی، معنی نیز به وجود بیاورد. اگرچه در آن بنا شد. حال اگر به جای این مجموعه در هم پیچیده كلمات یك عبارت، تنها یك كلمه و یا حرف اضافه نظیر آن، او، این، آب و ... گذاشته شود، این برای بیننده گستردگی معنا و تعقیب آن ‌را در بی‌نهایت امكان‌پذیر ساخته و دیگر به معنی خاص محدود نمی‌شود. نقاش معروف امریكایی رابرت ایندیانا (Indiana) (متولد 1928) با كلمات كار می‌كند. وقتی او مثلاً كلمة Love یا Death را انتخاب می‌كند، دیگر براحتی نمی‌شود از كنار آنها گذشت. عشق یا مرگ، كه توسط هنرمند انتخاب شده، خود به ماجرایی تبدیل می‌شوند. در واقع، این كلمات توسط هنرمند به اسطوره تبدیل شده‌اند. چنین كاری را به طور خلاصه‌تر می‌توان با حروف اضافه كرد. بدین طریق، آنها خود تبدیل به موضوع می‌شوند. چرا هنرمند چنین كلمه‌ای را انتخاب كرده است؟! هر بیننده‌ای، بر حسب زمینه‌های ذهنی و تجربه‌های زیسته خود، تفسیری نیز برای آن پیدا می‌كند. در واقع، بقیه نقاشی یا اثر بر عهده مخاطب گذاشته می‌شود، به عبارتی، مخاطب نیز خود صاحب اثر می‌شود. و جالب‌تر این ‌كه بعد از این نیز، در زمان‌ها و مكان‌های مختلف و به تعداد بیننده‌هایی كه اثر را مشاهده می‌كنند، معناهای متعدد و متفاوت به وجود می‌آید. فكر می‌كنم كه این ساده و خلاصه شدن، تهی كردن آن از هر نوع معنی واضح، مفاهیم بی‌پایانی به اثر می‌بخشد. این مینیمالیسمی كه عاشق آن هستم، مرا به اینجا رسانده است.»

«من خود را خالق هیچ یك از كارهایی كه تاکنون انجام داده‌ام نمی‌دانم. خلاقیت تنها مختص خداوند است. در ادبیات، عُرف و عرفان ما كلمه خلاقیت نیست و برخی از عرفا اطلاق این واژه را به بشر مكروه می‌دانند. این واژه از غرب وارد فرهنگ ما شده است. معتقدم كه من واسطه‌ای بیش نیستم و دست مرا جایی یا كسی دیگر هدایت می‌كند. و این توفیق و موهبتی است كه من از آن برخوردار شده‌ام. خودم را در همین حد می‌دانم. بعضاً نیز كه از كار خودم خوشم می‌آید، پشت دستم را نیشگون می‌گیرم تا یادم باشد كه قرار این نبوده است. این چیزی است كه فكر می‌كنم اگر صمیمانه با آن برخورد كنم، معنی كار و زندگی‌ام را نسبتاً به درستی ادا كرده و دوست دارم كه این برای بیننده نیز روشن باشد. كاملاً واقفم، كارهایی را كه به صورت تمرین و دست‌گرمی و روی كاغذهای باطله انجام داده‌ام، هر گاه به عنوان سوم شخص به آنها نگاه كرده‌ام، از نظر روح هنری و نیز اجرا و فن، درست‌تر و بهتر از كارهایی شده كه با تعمق و كوشش صورت گرفته، و این اعتقادی است كه كاملاً قبولش دارم؛ یعنی اثر باید بدون تقید به چیزی حاصل شود. اگر ندهد، حتا اگر یك در صد كارهای شامل این خواست شود- نباید بگویم می‌خواهم، چون خواستن هم اشتباه است؛ در نخواستن، در بی‌اختیاری و در یك دل بودن با موضوع- ان‌شاءالله چیزی حاصل و من واسطه‌ای شده باشم، موهبت بزرگی نصیب برده‌ام.»

پی‌نوشت
1- سیروسلوكی در خط ‌و خوشنویسی، گفت‌وشنودی با محمد احصایی، فصلنامه هنر، ‌شماره دهم، 1364 و 1365، ص 128.
2- پیشین. ص 129.
3- پیشین. صص 130 و 131.
4- پیشین. ص 123.
5- در مهتابی خانة احصایی، گفت‌وگو بهزاد حاتم، گزیده مقالات مجله رودكی (1350- 1357). سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، اسفند 1381. ص 145.
6- فصلنامه هنر، پیشین. ص 134.
7- در مهتابی خانة احصایی، پیشین. ص 145.
8- هنرمندی كه شجاعانه از خود گسست، بهـروز صور اسرافیل، روزنامه آیندگـان، یك‌شنبه، 11 اسفند 1353. ص 6.
9- در مهتابی خانة احصایی، پیشین. ص 151.
10- پیشین، ص 151.
11- پیشین. ص 152.
12- فصلنامه هنر، پیشین.
13- ر.ك. جستجوی ناشناخته‌ها در قلمرو هنر، گفت‌وگو با محمد احصـایی، روزنامـه همشهـری، شنبه، 16 مـرداد 1372، سال اول، شماره 178. ص 10.
14- فصلنامه هنر، پیشین. ص 177.
15- هنگامه فولادوند، كشف‌وشهود نوگرای محمد احصایی در شكل و محتوای خوشنویسی؛‌ ترجمه گلی امامی (این متن تاکنون منتشر نشده است).
تهیه شده توسط: مجله تندیس/ حسن موریزی‌نژاد

مشکل مسکن هنرمندان رفع می‌شود

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران:
مدیر عامل خانه هنرمندان یکی از برنامه‌های پیش‌روی این نهاد را تلاش برای رفع مشکل مسکن خانه هنرمندان دانست و از برنامه‌های محقق نشده در سال 91 را راه‌اندازی بازار هنر دانست.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، خانه هنرمندان ایران واقع در پایتخت کشورمان یکی از محافل مهم و تاثیرگذار هنر است که در آن هم به هنرهای تجسمی توجه می‌شود و هم هنر نمایش. البته با نمایش فیلم‌های مستند و هفته‌های فیلم هنر هفتم نیز در کانون توجه این خانه هست ولی هنوز جای موسیقی در خانه‌ای که در نامش استثنایی برای شاخه‌های هنر در نظر گرفته نشده است، خالی است.

همچنین قرار گرفتن خانه هنرمندان ایران در پارک هنرمندان و داشتن دو کافه و برخی فروشگاه‌های اقلام فرهنگی و سنتی باعث شده است این محل به پاتوقی برای هنرمندان و هنردوستان هم بدل شود. عصرهای خانه هنرمندان غالبا شلوغ و پرهیاهو است. این محل فرهنگی در سال گذشته فراز و فرودهای خاص خود را داشت که در گفتگو با مجید سرسنگی مدیر عامل خانه هنرمندان درباره اهم برنامه‌های اجرا شده در سال 91، دلایل محقق نشدن دیگر برنامه‌ها، مسایل و مشکلات مالی، نیل به شعار سال 91 و ... گفتگویی داشته‌ایم.

* آقای سرسنگی یک سال دیگر از عمر خانه هنرمندان گذشت. اگر بخواهید مروری بر فعالیت‌های یک سال گذشته این نهاد فرهنگی داشته باشید چه برنامه‌هایی را در دستور کار خود داشتید که محقق هم شدند؟

- سال 91 خانه هنرمندان ایران شاهد برگزاری برنامه‌های متنوع و بسیاری بوده است و به عقیده من تمام این برنامه‌ها از اهمیت به‌سزایی برخوردار بوده و هستند اما اگر بخواهم به اهم این برنامه‌ها اشاره کنم باید بحثمان را اینگونه ادامه دهم: در حوزه آموزش و پژوهش برپایی کارگاه‌های آموزشی و نیز جلسات متعدد سخنرانی همچون "ادبیات تطبیقی"، "نظریه چیست؟" و همچنین برگزاری سمینارها و سلسله جلسات تخصصی به منظور بررسی مباحث علمی در حوزه هنر از جمله اقداماتی بود که با استقبال خوب هنرجویان، دانشجویان و محققان هنری رو به رو شد.

در حوزه فرهنگی و هنری برگزاری بیش از 90 نمایشگاه در رشته‌های مختلف تجسمی، اجرای نزدیک به 30 نمایش در تماشاخانه استاد انتظامی، برگزاری برنامه‌های "گرافیک موسیقی"، "پلک تهران"، "گوش تهران"، "نقاله"، "گرافیک تئاتر"، "فیلمبرداری حرفه‌ای از آثار نمایشی به صحنه رفته در تماشاخانه ایرانشهر و تالار استاد انتظامی به منظور ارائه در سبد کالای فرهنگی مردم، اجرای نمایش‌های مختلف خیابانی، محیطی و مناسبتی همچون "نقاله‌خوانی" و "اجرای نمایش‌های آبی" با موضوعات مختلف اجتماعی و هنری، "چاپ و انتشار نشریه داخلی خانه هنرمندان ایران"، "تعمیرات تماشاخانه استاد انتظامی"، "خرید تجهیزات" برای این سالن و ... از اقدامات مهم این حوزه محسوب می‌شود.

اخبار نمايشگاهي خانه هنرمندان در سال 92


كيفيت آثار نمايشگاهي خانه هنرمندان در سال 92 افزايش مي يابد
تهران-مدير نگارخانه هاي خانه هنرمندان از افزايش كيفيت آثار نمايشگاهي اين مركز در سال 92 خبر داد و گفت:هرهنرمندي با هر سن و يا سبك هنري به شرط سطح بالاي آثارش ،مي تواند در خانه هنرمندان نمايشگاه داشته باشد.


ˈجمشيد حقيقت شناسˈ روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا اظهار داشت:خانه هنرمندان هيچ محدوديتي

براي برگزاري نمايشگاه در نگارخانه هايش اعمال نمي كند و امسال تنها هدفش نمايش آثار با كيفيت ،ايده هاي نو و اجراهاي خلاقانه و هنرمندانه است.

وي اختصاص محيط نمايشگاهي خانه تنها به هنرمندان سرشناس را رد كرد و گفت:تمام تلاش ما اين است كه در سال 92 نمايشگاه هاي متنوعي از آثار هنرمندان جوان بااستعداد،در همه شاخه هاي هنري در سبك هاي مدرن و سنتي برگزار كنيم،تا همه مخاطبان امكان استفاده از فعاليت هاي اين مركز را داشته باشند.

اين هنرمند نقاش همچنين عنوان كرد:توافقاتي با مراكز و موسسه هاي فرهنگي كشورهايي چون آلمان،اتريش و كره جنوبي كه تمايل به برگزاري نمايشگاه از هنرمندان ايراني داشتند،انجام شده كه در صورت تامين بودجه و حصول توافق در سال جاري شاهد برگزاري نمايشگاه هاي خارج از كشور از هنرمندان ايراني خواهيم بود.

مديرنگارخانه هاي خانه هنرمندان عنوان كرد:همزمان با پايان تعطيلات نوروزي فروردين ماه نگارخانه هاي اين مركز فرهنگي هنري ،فعاليت خود را با برگزاري نمايشگاهي بين المللي از عكس هاي جشنواره خيام آغاز كرد كه در گالري هاي زمستان،بهار و تابستان برپا شده و تا 26 فروردين ماه ادامه داد.ضمن اينكه نمايشگاهي از ويدئو چيدمان هاي هنرمندان مطرح و همچنين نمايش ابزار آلات هنري با عنوان ˈنگهي گم شده در پرده رويايي دورˈ تا 23 فروردين در نگارخانه نامي به نمايش درآمده است.

وي با بيان اينكه تا پايان اين ماه نمايشگاه هاي مختلفي در اين خانه برپاست ،گفت:نمايشگاه هنرمندان خودآموخته با موضوع آثار حجمي و نقاشي درگالري مميز،نمايشگاه عكس نجوم ˈمشق شبˈ از عماد نعمت اللهي درگالري پاييز و نمايشگاه گروهي كلوپ عكس ايران با موضوع آزاد در گالري بهار از ديگر برنامه هاي نخستين ماه فصل بهار 92 در نگارخانه هاي خانه هنرمندان است.

اين هنرمند نقاش افزود:از ديگر برنامه هاي خانه هنرمندان در فصل فروردين نمايشگاه آثار هنرمند نقاشˈطاهره واحديان موحدˈ با عنوان ˈآيينه آبيˈ از 28 فروردين تا 5 ارديبهشت ماه است.

حقيقت شناس به برنامه هاي ارديبهشت ماه خانه هنرمندان اشاره كرد و گفت:برگزاري هفته تئاتر در همه گالري هاي خانه به مدت يك هفته ،نمايشگاه گروهي دانشجويان مجسمه ساز دانشگاه تهران و نمايشگاه گروهي آثار تجسمي با عنوان ˈآفرينشˈ و همچنين نمايشگاه تصويرسازي گروه هنري ˈدنياي عجيب در گالري تابستان با موضوع كليله و دمنه از جمله برنامه هاي ماه آينده خانه هنرمندان است.